تبليغاتX
داریوش مفتخر حسینی
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
 

۱- سلام... دوستان عزیزی که بزرگی می کنند و به من سر می زنند و مرا از نقد ، لطف و محبت شان محروم نمی کنند ، ببخشایند مرا اگر مجال پاسخ دادن به آنها را ندارم ... شرایط شغلی ام در اسفند ماه خاص است و وقت و نیروی زیادی از من می گیرد ، زود است تا در فرصتی از خجالت شان درآیم . از عزیزانی که لینک وبلاگ را در سایت یا وبلاگ شان قرار داده اند هم بسیار ممنونم .

۲- برای سلامتی احمد عزیزی و ابوالفضل زرویی دعا می کنم این روز ها ... شما هم ...

۳- یک غزل :

اي با تن من ,جان من,ايمان من دشمن

چون مي زني مردانه تر , محکم بزن دشمن !

 

رو بر مگردان لحظه اي غافل مشو يک دم

جاي تامل نيست جنگ تن به تن دشمن !

 

تو زادگاه خويش را آغوش من پندار

 تا من بگيرم پيکرت را چون وطن دشمن

 

هر بار رويا رو حريفي ساده مي ديدم

اين بار يک لشکر پر از چين و شکن دشمن

 

شايد بيفتد جان من در پاي تو اما

هرگز نمي افتد لبانت از دهن دشمن

 

کي تيغ تا عريان نگردد کارگر باشد

پیش آی بی پیرایه تر ، بي پيرهن دشمن

 

اینگونه آری تا مرا از پا بیندازی

شايد نبينم ديگر از اين دست زن دشمن

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

~ ~ ~
Free Website Counters
Get a Free Website Counters