مي بيني كه نيستم
تنهايي
تنهايم
دلت مي گيرد
چمدان ات را بر مي داري
بر مي گردي
بهار مي آيد
برف ها
از بالاي كوه
به آيين رودخانه ها
پايين مي آيند
مي بيني
بر مي خيزي
راه مي افتي
بر مي گردي
ماده آهوان
پيكر ترد خويش را
در پناه نرينه ي شان
به امانت مي گذارند
پشت ات مي لرزد
ترس برت مي دارد
مي آورد
تا آغوش من
بر مي گردي
بر مي گردي
با بادهاي بهاري
يا
تابش تابستان
با برگ هاي زرد
يا
سفيدي ي برف
بر مي گردي
گريه نمي كنم
كوچه را آب مي زنم
تا نگويم ات :
‹‹ به خاطر من
به خاطر تو
به خاطر عشق
به خاطر خدا... ››
بر مي گردي
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
س ک س س ک س س ک س س ک س س ک س س ک س س ک س
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:34  توسط داریوش مفتخر حسینی
|