تبليغاتX
داریوش مفتخر حسینی
سه شنبه ششم آذر 1386

خوشم که می ترسی از حضورم  پرنده ی آسمان ندیده

ببین که پرواز را ببینی به بال شاهین پرکشیده

 

غرور سیمرغی ات کجا ؟ تا صلابت قاف را بیابی

کدام مرغی به بال کوته کشیده پر تا بر سپیده ؟

 

تلاش بیهوده را رها کن , سری بینداز و دانه برچین

که هیچ چشمی  ندیده کبکی به جبهه ی آسمان پریده

 

سری فرو کن به برف و خود را ز دست های خطر رها کن

 که تا بجنبی  ردیف دندان  قبای وهم تو را دریده

 

حقارتت را ندیده , دیده , ندای جان تورا شنیده

گمان مداری خدا تو را بی سبب چنین کوچک آفریده

 

که آنکه شور خطر ندارد , ز هیچ وادی گذر نکرده

و او که از تیغ می هراسد , زهیچ باغی گلی نچیده 

 

خدانکرده ! خدا ندارد و همت ماجرا ندارد

سوال کن از کجا گذشته ؟ برو ببین تا کجا رسیده

 

تو را همان به که چینه دان پر کنی به فکر خطر نباشی

 دم وجود تو را خدایت به قدر پیمانه ات دمیده

 

ولی غنیمت بدان کنون را و تا مجال نظاره داری

ببین که پرواز را ببینی به بال شاهین پرکشیده

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:58  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

~ ~ ~
Free Website Counters
Get a Free Website Counters